بهار

هنوزصبح های زود بهار،
قشنگ است.
زمانی که خورشید برای ورود،
ازکوه التماس می کند.
وگنجشک ها،
درخت را از همهمه خود دیوانه می کنند.
وبوی عطر شکوفه ها،
پنجره ها را تصرف می کنند.
هنوز بهار،
در انتخاب های عاشقانه من،
جای خود را دارد.
می تواند مرا بی هوا به زیر باران ببرد.
و ذوق یک کودک را در من بشکفاند.
هنوز روز اول بهار،
بهترین بهانه،
برای بوسیدن بی دغدغه توست.
هنوزصدای گربه ها در بهار،
به خاطرات من ،
حال وهوایی تازه می بخشند.
هنوز به تولد من ،
در بهار امیدی هست.
هر وقت من به خواب زمستانی می روم
فقط این بهار است که،
با بوسه های خود،
مرا از خواب بیدار می کند.
هنوز به بوسه های مست بهار ،
امیدی هست.
شمیسا / تهران

پست‌های پرطرفدار